تبليغاتX
قفس تنهایی - آغاز
نترس از هجوم حضورم ، چیزی جز تنهایی با من نیست

سلامم را تو پاسخ گوی

سلام

با نام خدا آغاز می کنم

دنبال بهانه می گردم تا باب نخستین دیدار کتبی را باز کنم :

 

همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس

که درازست ره مقصد ومن نوسفرم

 

 

معبودا بس است مرا این عزت که بنده توام.

وبس است مرا این افتخار که تو پروردگار منی.

تو چنانی که دوست دارم پس مرا چنان کن که دوست داری.

 

الهی نامه

الهی پناه می برم به تو از شر شیطان و پناه می برم به تو از بخل و حسد و ترس.

الهی تو دهنده ای هستی که هیچگاه کسیکه به سویت آید نا امیدش نمی سازی.

الهی آتش عشق به دیدار فرو نشیند اما هیچ آبی آتش اشتیاقت را فرو ننشاند.

الهی گناهان فراوانند و حجاب شده اند و نمی گذارند به تو نزدیک شوم.

الهی مرابه نفس سرکش خویش کافر گردان تا به حریم رازت راه یابم.

الهی هزارها بار اگر مرا برانی رشته محبتت را رها نخواهم کرد.

الهی آتش عشقت را در دلم بیفروز تا هرچه غیر توست بسوزد.

الهی دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم.

الهی گناه من کاهی است در مقابل مهرتو که کوهی است.

الهی نام ترا می برم تا سراسر وجودم پراز نام تو باشد.

الهی خویش را نشناختم چگونه دیگری را شناسم.

الهی گرفتار آن دردم که تو درمان آنی.

الهی رنجوران درد عشق را شفایی ده.

الهی بحق قرآن که حجتش قرار دادی ظهور حجتت را هرچه نزدیکتر بفرما.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 18:42  توسط عطیه   |